الشيخ رسول جعفريان

178

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

مىكنى . دور باد قوم ستمكار . در جاى ديگرى نيز بلاذرى خلاصهء نامه را ذكر كرده كه يك جملهء اضافه دارد . در آنجا آورده كه امام به معاويه نوشتند : و ما أعلم فتنة أعظم من ولايتك هذه الامّة . « 1 » يعنى من فتنه‌اى سهمگينتر از حكومت تو بر اين امّت سراغ ندارم . بعدها ، وقتى معاويه رو در رو با حسين بن على عليه السّلام قرار گرفت ، به او گفت : آيا شنيدى ما چه بر سر حجر و اصحاب او و شيعيان پدرت آورديم ؟ امام فرمود : چه كرديد ؟ معاويه گفت : آنها را كشتيم ، كفن كرديم ، نماز بر آنها خوانديم و دفن كرديم . امام فرمود : اما اگر ما ياران تو را بكشيم ، نه آنها را كفن مىكنيم و نه نماز بر آنها مىخوانيم و نه دفن مىكنيم . « 2 » با اين همه معاويه از هر راهى براى خاموش كردن صداى مخالفان استفاده مىكرد . او حتى مقدس‌ترين افراد را از راه تطميع آزمايش مىكرد . زمانى در شام ، كوشيده بود تا ابو ذر را از اين راه ، آرام كند . در اينجا نمونهء جالبى داريم از سياست معاويه در برابر امام حسين عليه السّلام ، سياستى كه ضمن آن معاويه كوشيده است تا با فرستادن هديه‌اى ، خشم امام حسين عليه السّلام را نسبت به امويان بزدايد . اصمعى گويد : براى معاويه كنيز زيبايى آوردند . از قيمت او پرسيد ، گفتند : صد هزار درهم ! معاويه آن را خريد . آنگاه نگاهى به عمرو بن عاص كرد و گفت : چه كسى شايستگى اين كنيز را دارد ؟ عمرو گفت : امير المؤمنين . ديگران نيز كه نشسته بودند همين را گفتند . معاويه گفت : نه ، اين براى حسين بن على عليه السّلام مناسب است . او سزاوارترين است ، چون هم شرف خانوادگى دارد و هم به خاطر رفع كدورتهاى ناشى از اختلاف ما و پدرش . آن وقت دستور داد تا او را آماده كرده به رسم هديه براى امام ببرند . پس از گذشت چهل روز ، او را آماده سفر كردند ، و همراه او اموال بسيار زياد و البسهء فراوان و چيزهاى ديگر براى امام فرستادند . معاويه نيز نامه‌اى به امام نوشت و ضمن آن گفت : امير المؤمنين كنيزى خريد و از او خوشش آمد ، اما براى تو

--> ( 1 ) . ترجمة الامام الحسين ، ابن عساكر ، ص 198 ( 2 ) . الدرجات الرفيعه ، ص 429 ، تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، صص 232 - 231